زندگی بر لبان من مهر خاموشی زد و اکنون تنها انگشتانم توان چکاندن آخرین لکه های احساس را بر حجم سفید کاغذ دارند...
زندگی بر لبان من مهر خاموشی زد و اکنون تنها انگشتانم توان چکاندن آخرین لکه های احساس را بر حجم سفید کاغذ دارند...

می دانم که یک روز
می روم آن بالاها
توی آسمان
نقطه میشوم نورانی
برایت چشمک می زنم
شاید که دلت را ببرم....
عادله
19 آذر 1389 ساعت 10:04 ق.ظ